|
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیباى تورا / هرگز نمى گیرد کسى در قلب من جاى تورا گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی/ مه نیست بدین گونه فریبا که تویی/ غم برسر غم ریخته آن جا که منم/ دل برسردل ریخته آنجا که تویی زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفریم خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پایانش تو باشی خوشا چشمی که رخسار تو بیند خوشا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو گردی خوشا جانی که جانانش تو باشی مشو پنهان از آن عاشق که پیوست همه پیدا و پنهانش تو باشی برای آن به ترک جان بگوید دل بیچاره تا جانش تو باشی اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی.... هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید/ بهر یک گل منت صد خار می باید کشید/ من به مرگم راضیم، اما نمی آید اجل/ بخت بد بین، از اجل هم ناز می باید کشید شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب/ من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع/ سرمن وقت وداع گوشه دیوار گریست
+ نوشته شده در ساعت   توسط موج - دالغا
|
برای دیدن مطالب بر روی لینک ها کلیک کنید ، امیدوارم دقایق خوب خوشی را با این وبلاگ سپری کنید، موقع رفتن فرصتی کرده و ما را از نقطه نظرا تتتان بی نصیب نکنید .
عشق حقیقی از قلب سرچشمه می گیرد. نباید به دنبال تأیید عشق بامعیارهای ذهنی باشیم. ذهن فقط به درد زندگی در دنیا می خورد. توانایی ها و امكانات فردی در خدمت زندگی دنیوی بوده ولی عشق فراتر از اینهاست.........
از هم اکنون تشکیل انجمن مبارزه با ضد عشق را اعلام میکنم!!! شعری از واقف با ترجمه فارسی آن با نام آیریلد یق به معنی جدا شدیم ..... به دنبال واژه ای میگردم! تا قلمم راسیراب کنم واین آخرین شاید هم آغازی برای
فرداییست.......
نشان دادن احساسات یکی از بهترین راههایی رسیدن به خواستههای زندگی است.افراد احساساتی، در مورد ........... عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای ........
وقتي آموزگار در دوران تحصیل می پرسيد عشق چند بخش است ؟! دستهایمان را بالا و پائين ...
همه شما که اين چند خط را مي خوانيد، مي دانيد زيبا نوشتن چيست. زيبا حرف زدن، کلمات را به رقص در آوردن و تاثير گذاشتن.اما زيبا عمل کردن..؟
گوزلیم ! ، چشمهایم ، چشمهایت را فراموش نکرد !! واقعا كه عشق پديده عجيبي است .....بي تفاوت بودن باعث خشكيدن روح آدمي مي شود و سر سپردن بي وقفه باعث به هم خوردن نظام روزمره زندگي ... مي خواهم چشم بر همه چيز ببندم. چشم بر همه دروغ ها، بي عدالتي ها در حجاب عدالت. اصلا بگذار پنجره اي را ببندم ........
عشق اگه روز ازل در دل ديوانه نبود تا ابد زير فلک ناله مستانه نبود......
ياران عاشق و همراهان سبز سلامتان باد واين بار بگونه اي ديگربا شما خواهيم بود و ..........
+ نوشته شده در ساعت   توسط موج - دالغا
|
عشق حقیقی از قلب سرچشمه می گیرد. نباید به دنبال تأیید عشق بامعیارهای ذهنی باشیم. ذهن فقط به درد زندگی در دنیا می خورد. توانایی ها و امكانات فردی در خدمت زندگی دنیوی بوده ولی عشق فراتر از اینهاست. فراتر از معیارهای ذهنی است. عشق از جاذبه های بدنی هم فراتر است مرز عشق از زمان و مكان فراتر است.از طریق قلب با قلب دیگری ارتباط پیدا میکند این رابطه كلامی نیست به حرف در نمی آید و با هیچ معیار ذهنی قیاس نمی شود. از قلب عشق و اعتماد زاده می شود. ذهن همیشه تردید دارد در حالی كه عشق كاملاً اعتماد می كند. عشق از بدن چهارم می آید بنابراین با معیارهای بدن های پایین تر قابل سنجش نیست و فقط به وسیلهٔ آنها به نحوی محدود حس می شود. وقتی كسی را دوست دارید تنها از حضورش شاد می شوید و دیگر نیازی به هیچ چیز دیگری ندارید .
+ نوشته شده در ساعت   توسط موج - دالغا
|
واکسن ضد عشق ! دیروز نوزده آبان ماه برابر با دهم نوامبر مصادف بود با سالروز کشف واکسن ویروس فلج اطفال ( توسط جونس سالک ، پزشک امریکایی در سال 1952 میلادی ) ، این چنین که علم پیشرفت میکند در آینده ای نه چندان دور پزشکان و دارو سازان واکسنی را کشف خواهند کرد برای مبارزه و در تضاد با عشق !! آیا آن روز خواهد رسید ؟؟ !! اگر این واکسن کشف شود من در هر سنی که باشم بهیچوجه حاضر به تزریق آن نخواهم بود !!. شما چطور ؟؟!!
نظراتی در ارتباط با عشق و دنیا و مفهوم آن : 1- عشق یعنی تنهایی...انتظار...گریه...نرسیدن...جدایی...نه عشق یعنی جلوه گر شدن خدا در من و تو 2- عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد - Love is totally forgetting yourself to someone that is alwaysremembering you at all 2 times. 3- این مدعیان در طلبش بی خبرانند کان را که خبر شد خبری باز نیامد 4- نمی یابی خدایی مهربانتر از خدای من 5- اگه همیشه عشق اسمانی تو دلت باشه به همه ارزوهات میرسی مطمئن باش میتونی امتحان کنی 6- هنگامی که عشق اشاره میکند باید از پیاش رفت هرچند راهش سخت و ناهموار باشد. هنگامی که بالهایش بروی ما گشوده میشود باید تسلیمش شد، گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحمان کند. وقتی با ما سخن میگوید باورش کنیم، گرچه ممکن است صدای رویاهاتان را پراکنده سازد، همان گونه که باد شمال باغ را بیبرگ میکند. زیرا عشق همانگونه که تاج بر سرمان میگذارد، به صلیب مان میکشد. همان گونه که از قامتمان بالا میرود و نازکترین شاخههامان را که در آفتاب میلرزند نوازش میکند، به زمین فرو میرود و ریشههامان را که به خاک چسبیدهاند میلرزاند. عشق، ما را همچون بافههای گندم برای خود دسته میکند. میکوبد تا برهنهکند. سپس غربال نموده تا از کاه جدامان نماید و سپس آسیابمان میکند تا سپید شویم و ورز میدهد تا نرم شویم و آنگاه ما را به آتش مقدس خود میسپارد تا برای ضیافت مقدس هستی بهترین هدیه باشیم. 7- عشق یعنی یکی شدن، یعنی وحدت وجود، یعنی اتحاد شاهد و مشهود یعنی من توام و تو من هستی. 8- بر گو به دل طی شد خزان، زانکه برآمد آفتاب 9- پروردگارابه من بیاموز دوست بدارم کسانی راکه دوستم ندارند .. عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند... محبت کنم به کسانی که محبتی درحقم نکردند............ 10- به قول شاعر عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ ولی عشق ما زمینیها به هم یه عشق فقط وجود داره اونم عشق به رب العالمین که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست اونقدر شیرینه که قابل وصف نیست من مست می عشقم سیراب نخواهم شد وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد .
+ نوشته شده در ساعت   توسط موج - دالغا
|
شعری از واقف با ترجمه فارسی آن با نام آیریلد یق به معنی جدا شدیم
خیلی واخدیر آیریلمیشیق یارایلن
خیلی وقت است که من و یار جدا شده ایم
گؤردوک آما تانیشمادیق آیریلد یق
همدیگر را دیدیم و آشنا نشدیم و جدا شدیم
قالدی جاندا قیزیل – قیزیل دردیمیز
در جانمان دردمان ماند
بیرجه کلمه دانیشمادیق آیریلدیق
یک کلمه حرف نزدیم و جدا شدیم
غریب – غریب دوردوق بیگانه لر تک
غریب ایستادیم مثل بیگانه ها
سویوق – سویوق باخدیق دیوانه لر تک
به هم سرد نگریستیم مثل دیوانه ها
دؤنمه دیک باشینا پروانه لر تک
دور سر هم نگشتیم مثل پروانه ها
عئشق اودونا یانیشمادیق آیریلدیق
به آتش عشق نسوختیم و جدا شدیم
یاریم ساعات بیر ارادا قالمادیق
نیم ساعتی کنار با هم نبودیم
عئشق آتشین جانیمیزا سالمادیق
آتش عشق را به جانمان نیفکندیم
یالواریبان یارین کؤنلون آلمادیق
التماس کنان دل یار را به دست نیاوردیم
ائله گئتددی باریشمادیق آیریلدیق
چنان گذشت ، آشتی نکردیم و جدا شدیم
او زامان کی آشنالیغی ترک ائتدیک
آن زمانی که آشنائی را ترک کردیم
جورا دودشدوک جیگیری برکیتدیک
به جور و جفا افتادیم و دلمان را سفت کردیم
آرالیقدان کؤنول قوقون اورکودوک
قوی دل را از میانه پرانیدیم
بیر – بیریله قونوشمادیق آیریلدیق
با هم حرف نزدیم و جدا شدیم
واقف سئودی بیر ایغراقسیز بی وفا
واقف عاشق بدون اغراق یک بی وفا شد
بادا گئتدی تامام چکدیغی جفا
تمام جفائی که کشیده بود به باد فنا رفت
گؤروشوبه ن ائیله مه دیک خوش صفا
وقتی همدیگر را دیدیم خوش صفا نکردیم
قوجاقلاشیب ساریشمادیق آیریلدیق
همدیگر را بغل نکرده خداحافظی نکرده جدا شدیم
+ نوشته شده در ساعت   توسط موج - دالغا
|
جملات کوتاه به دنبال واژه ای میگردم! تا قلمم راسیراب کنم واین آخرین شاید هم آغازی برای فرداییست
که هنوز در راه نیست و کاغذهای مچاله شده ی زباله دان گواه به این راز دارند و این آیینه
خسته تر از همیشه زیر غباری از دور تنها تصویر مرا بدون هیچ واژه ای به سکوت فریاد
می زند ، امروز غبارت را به باد می دهند !
+ نوشته شده در ساعت   توسط موج - دالغا
|
|
|